×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه, ۹ آذر , ۱۴۰۱  .::.   برابر با : Wednesday, 30 November , 2022  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
چرا مدام دنبال مقایسه کردنیم ؟

در سال ۱۹۶۳، روان‌شناسی آمریکایی به نام جان استیسی آدامز، نظریه برابری آدامز را برای اولین‌بار ارائه کرد. این نظریه درباره تعادل بین تلاش کارکنان (ورودی) و پاداشی صحبت می‌کند که برای آن دریافت می‌کنند. این موضوع نه تنها در محیط کار بلکه در زندگی روزمره در محیط مدرسه و دانشگاه هم نیز بسیار وجود دارد.

ما به طور مداوم در برخورد با دیگران داشته های خود را با داشته های آن ها مقایسه میکنیم و معمولا در این مقایسه ما شکست خورده ایم. دلیل این شکست واضح است. مغز ما نمی تواند یک پازل ناقص را درک کند، پس زمانی که چند قطعه از یک پازل را در اختیار داشته باشد، خودش آن پازل ناقص را کامل می کنند.

دیگران هیچ وقت پازل کاملی از زندگی خود به شما نشان نمی دهند. آن ها بهترین قطعات و لحظات زندگی شان را گلچین کرده و به شما نمایش می دهند و مغز شما با کمک این قطعات ناقص و گلچین شده از زندگی دیگران، یک پازل کامل را می سازد. پازلی بی نقص و سرشار از دارایی!

حال وقت غیرمنصفانه ترین نوع مقایسه فرامیرسد. مقایسه ی یک پازل کامل، با یک پازل گلچین شده. انگار یک ویترین یک مغازه را با انباری یک مغازه مقایسه کنید و در این مقایسه حتما شما شکست خورده خواهید بود و عزت نفس تان پایمال می شود. حالا شما یک شکست خورده اید که در زندگی تان به موفقیتی دست پیدا نکردید و دیگر رمقی برای تلاش در خودتان نمی بینید و ترجیح میدهید در کنج خلوت تان زانوی غم بغل کنید و خودتان را سرزنش کنید. همه ی این ها از قدم اولی شروع شد به نام «مقایسه کردن خود با دیگران!»

تله ی مقایسه ی اجتماعی

قدمت مقایسه کردن انسان با دیگران به شروع خلقت انسان برمیگردد. اما هرچه به امروز نزدیک تر شدیم، این مقایسه کردن ها بیشتر و درهم شکننده تر شده. امروز شما با گشت و گذاری ساده در شبکه های اجتماعی، با انواع و اقسامی از زندگی های خوش رنگ و لعاب و عالی مواجه می شوید و هر لحظه این باور که فقط من مشکل دارم در شما تقویت می شود.

ساعت ها در میان عکس های دیگران میچرخیم و فقط حسرت می خوریم و حتی گاهی با خودمان میگوییم که تقصیر من است که او زندگی عالی دارد و من زندگی بد! نام این اتفاق شوم «تله ی مقایسه ی اجتماعی» است. این تله با ظهور اینترنت و شبکه های اجتماعی بزرگ و بزرگ تر شده و هر روز زندگی های بیشتری را دچار آشفتگی و پریشانی می کند.

برخی پژوهش ها نشان می دهند که مقایسه کردن خودتان با کسانی که فکر می کنید زندگی بهتری نسبت به شما دارند و موفق تر از شما هستند، باعث می شود توجه تان به این افراد بیشتر شود و افراد بیشتری را که زندگی بهتری دارند پیدا کنید. الگوریتم های موجود در شبکه های اجتماعی هم این موضوع را بیشتر می کنند. یعنی آن ها بر اساس میزان توجه شما به محتوای خاصی، آن دسته از محتوا را بیشتر به شما نمایش می دهند و شما هر روز سرخورده تر از قبل می شوید.

دوای درد مقایسه

قطعا اگر دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران بردارید رضایت بیشتری از زندگی خودتان خواهید داشت. در این بخش می خواهم به ۵ قدم مهم برای کنترل این موضوع اشاره کنم:

۱جهت تمرکزت را عوض کن

تنها مقایسه ای که اجازه ی انجامش را داری، مقایسه ی خودت با خودت است. به خودت نگاه کن و از خودت سوال کن که سال گذشته فکر میکردی امروز در این جایگاه قرار خواهی داشت یا جایگاه بهتری را برای خودت متصور بودی؟ اگر فکر میکردی امروز در شرایط بهتری قرار داشتی اما نداری، دلایل این اتفاق را پیدا کن. تو قدرت و توانایی رشد و پیشرفت را داری، اما چون سعی نمیکنی خودت را از قبل بهتر کنی، رشد نمی کنی.

۲محیط مقایسه را حذف کن

هر کدام از ما در معاشرت با افراد خاصی یا با حضور در مکان هایی این بهانه را به مغزمان میدهیم که ما را مقایسه کند. مثلا ممکن است در منطقه به باشگاه ورزشی بروی که سطح افراد آن جا نسبت به تو متفاوت است و هر بار که باشگاه میروی ناامیدتر و ناراحت تر از قبل می شوی. یا ممکن است در شبکه های اجتماعی، افرادی را دنبال کنی که فقط حال تو را بدتر می کنند و هیچ لطفی در حق تو ندارند.سعی کن با ایجاد محدودیت هایی برای خودت، دسترسی به این محیط ها یا افراد را محدود یا حذف کنی.

۳الگوی ارزشمند پیدا کن

اغلب افرادی که تو خودت را با آن ها مقایسه می کنی، از درون پوچ و بی ارزش هستند. شاید ظاهرسازی خوبی داشته باشند اما هیچ وقت باطن قدرتمند و ارزشمندی ندارند. سعی کن یک منبع الهام ارزشمند و قوی برای خودت پیدا کنی. کسی که نقطه ی مطلوب شخصیت تو به حساب می آید. کسی که دوست داری تو هم شبیه به او شوی. در قدم بعد از خودت سوال کن برای تبدیل شدن به چنین شخصی باید چه کارهایی را انجام دهم و چه کارهایی را کنار بگذارم؟ به همین راحتی می توانی مسیر رشد خودت را پیدا کنی.

۴شکرگزار باش

هر چیزی را در دنیا به دست آوری، باز هم چیزهایی وجود دارد که تو نداشته باشی و بازهم حسرت آن را بخوری. پس به جای این که روی نداشته های خودت تمرکز کنی، بدان که چیزهای زیادی هم وجود دارد که تو آن ها را داری و نمی بینی. چیزهایی که خیلی وقت ها حسرت دیگران به حساب می آید. تو وظیفه داری هر روز، زمان مشخصی را به شکرگزاری داشته های خودت اختصاص بدهی، حتی اگر داشته هایت به نظر تو کوچک هستند.

۵انگیزه بگیر

وقتی خودت را با دیگران مقایسه میکنی و ضعف ها و نداری های خودت را بیشتر میبینی، وقت این نیست که زانوی غم بغل کنی و مدام ناله و شکایت کنی. اتفاقا الان وقت این است که از این احساس منفی که در درون تو نسبت به خودت شکل گرفته قدرت بگیری و تلاش کنی خودت را به جایی برسانی که دیگر حسرت نخوری. در واقع تو حسرت داشته های دیگران را نمی خوری، تو حسرت توانایی خودت را می خوری! توانایی این که من هم میتوانم به این داشته ها دست پیدا کنم، اما هیچ تلاشی برای آن نمی کنم.

حرف آخر

به جای این که مدام در حال مقایسه ی نداشته های خودت با داشته های ظاهری دیگران باشی، اولا داشته های خودت را هم ببین و ثانیا تمام تلاشت را بکن که به سمت وضعیت مطلوب خودت حرکت کنی. طوری رفتار کن که سال آینده هم حسرت تلاش های نکرده ات روی دلت نماند. موفقیت چیزی نیست که فقط برای دیگران باشد، تو هم می توانی به اهدافت برسی، به شرط داشتن هدف، مدیریت زمان و استمرار در عمل کردن.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.