مطلب ویژه یادداشت

معنا گريزي در بحران!

هدی جاجرمی – اين روزها تركيبي قريب براي جهان سومي ها مشهود شده است: “معنا گريزي” آن هم در بحران!  فرار از ادراك بحران، معنا و گريختن از آن، واژگاني زاييده ذهن زيباي استادِ درگير در چرايي ها و چيستي ها، مرا نيز وادار به سروسامان دادن به افكار زلزله زده ي اين روزهايم كرد…

حتما شنيده ايد “هنوز به بحران نرسيده ايم…”، جملاتي آشنا از دوره هاي ديرين، كه حتما برپايه اطلاعاتي مدون و متقن بر زبان جاري شده!

اما وقايع پشت به پشت يكديگر زنجيره وار با سرعت جهان هاي توسعه يافته در حال رخ دادن هستند و ما بهت زده از اين همه آغازهاي بدون مبناي آشكار و خاتمه هاي شتاب زده و بازخوردهاي چكش گونه بر مغزمان با احاطه توهم بر واقعيت به زندگي روزمره ادامه ميدهيم فارغ از هرگونه معنا در عمق…

آوار بحران آنجايي بر سرمان خراب مي شود كه باورمان شود “همه چيز آنگونه است كه آمارها گفته اند”
هميشه ايراد در اجراي خط مشي ها نيست، بعضا در باور ماست!

عملكردها هميشه داراي نقص هستند و اين ذات اجرا در محيط هاي پرتلاطم جهان سومي ست كه عاري از موانع نباشد، اما مديريت نسل هايمان بايد بدون تكامل ادامه يابد؟!

اگر اينطور باشد ما در حال توسعه مقدمات بحران ها براي فرزندانمان هستيم در حاليكه اين خطا در حقشان نابخشودني ست…

مجريان همواره در تلاشند با شالوده اي كليشه اي دائما اجراهاي موفقيت آميز را نويد دهند و ما بايد در تلاش كسب آگاهي براي افزايش قدرت تميز و تشخيص واقعيت ها و جهت دهي به اين تحليل ها باشيم، آنجاست كه ضعف در آمارها نمايان شده و هيچ قدرتي بالاتر از “آگاهي عمومي” نخواهد بود…

فرصتي براي آزمون و خطا حداقل در بحران نيست، فرزندانمان تشنه جرعه اي آب زلال، سقفي بر پايه هاي استوار، نفسي در هواي پاك و از همه مهمتر رواني آرام در غايت يك تصميم درست و بجا هستند…

به اميد تدبير مديران معنا آشناي سرزمينم…
منبع:

يادداشت شماره ٢١،
https://t.me/PourezzatIR
هدي جاجرمي
دانشجوي دكتري مديريت دولتي- خط مشي گذاري و تصميم گيري